وبلاگ
وقتی حالم تشنج میکند دنبال جایی هستم که آرام شوم. جایی بهتر از اینجا پیدا نکردم.
به کسانی که کسی را برای دوستی دارند حسادت میکنم
برچسب:
نویسنده: پویان سلطانی
برچسب:
نویسنده: پویان سلطانی
گفتی الان وقت ندارم
گفتم عیبی ندارد میرود تا قیامت
کاش به درد فراموشی گرفتار میشدم تا قیامت
یاد تو همه درد است، اما اینجا
بهار است و خورشید میتابد
درختان سرسبز , لبها خندان , آدمها شاد
برچسب:
نویسنده: پویان سلطانی
تا بگويم پاك شو از ذهن روح من....
برچسب:
نویسنده: پویان سلطانی
برچسب:
نویسنده: پویان سلطانی
برچسب:
نویسنده: پویان سلطانی
نمیدانم از کی اما مبتلا شدم!
تشخیص سرطان است
هرچندازگاهی قلبم را میفشارد
نفسم بند می آید,
بر چشمهایم تاثیر گذاشته
گلویم را بسته
نمیتوانم آنطور که باید اشک بریزم و ناله کنم,
همه ی غمم را در خود میگیرد و بزرگتر میشود.
برچسب:
نویسنده: پویان سلطانی
اشکم مثل اسید روی صورتم را میسوزواند
نباید کسی مرا ببیند
نباید کسی صدایم را بشنود
خیلی وقت است که خودم را سانسور کرده ام
نه میتوانم غمم را نشان بدهم نه شادیم را.
نمیدانم بودن یا نبودنم اصلافرقی می کند؟
فرداست که نفسم را بگیرم
چرا من؟
همین غمی که بر دلم چمپره زده این کار را خواهد کرد.
برچسب:
نویسنده: پویان سلطانی
برچسب:
نویسنده: پویان سلطانی
برچسب:
نویسنده: پویان سلطانی